مرجع داستانهاي ...بدبد

بيوگرافي celina jaitley سلينا جيتلي

سلينا جيتلي دختري دو رگه
نام کامل: celina jaitley
نام مستعار: chinky
سن: ??
قد: ? فوت و ? اينچ
وزن: ?? کيلو گرم
رنگ چشم: خاکستري
حرفه: مدل و بازيگر
علايق: موج سواري و مطالعه و گرافيک و گوش کردن به موزيک
سلينا دختر يک پدر پنجابي است که يکي از افسران ارتش هندوستان يود.مادر وي نيز يک زن افغاني است که فرزند يک روانشناس مي باشد. سلينا در سال ???? متولد شد.محل تحصيل او نيز تقريباْ در کشورهاي بوده که پدرش در آن کشورها خدمت مي کرده است. بنا به گفته خودش او ?? تا مدرسه عوض کرده تا اينکه موفق شده مقطع تحصيلي خود را به پايان برساند. اما خانواده او هم اينک در بنگال مسقر شده اند. سلينا همچون پدر به ارتش بسيار علاقمند بود ولي سرنوشت طوري ديگر رقم خورد . او در رشته بازرگاني مشغول به تحصيل شد.بعد از اتمام تحصيلات وي در همين زمينه مشغول به کار شد. سلينا سپس تصميم گرفت که در مسابقات محلي شرکت کند و به طور غير منتظره اي موفق شد عنوان زيبايي را در اين مسابقات بدست آورد
به دنبال اين موفقيت سلينا عکس خود را براي شرکت در مسابقات ميس اينديا ارسال کرد و تنها يک روز مانده به شروع مسابقات از وي دعوت به عمل آمد. سلينا در اين مسابقه بسيار مطلوب ظاهر شد تا جايي که همگان شاهد بودند که تاج زيباي هند بر سر سلينا قرار گرفت و او در سال ???? به عنوان ميس اينديا شناخته شد. همين پيروزي مقدمه حضور او را براي شرکت در مسابقه زيبايي جهان فراهم آورد. اين مسابقه در پورتو ريکو انجام شد و سلينا از بين ?? نفر شرکت کننده توانست عنوان چهارمي جهان را به دست آورد. آوازه سلينا او را وارد سينماي هند نمود و فيروز خان اولين کارگرداني بود که به سلينا پيشنهاد بازيگري داد. او در يک تريلري تحت نام Jansheen مقابل فردين خان بازي کرد. هر چند که نقش او چندان قوي و جدي نبود اما حضور وي در اين تريلر باعث شد که سانيل شتي از او براي بازي در فيلم khel دعوت نمايد. سلينا در اين فيلم مقابل بازيگران بزرگي همچون ساني دئول و سانيل شتي قرار گرفت
با اين که فيلم khel چندان موفق نبود اما به خوبي توانست سلينا را به صنعت باليوود معرفي کند و هم اکنون موفقيت سلينا تا جايي رسيده که مقابل بازيگر محبوبي چون سلمان خان نيز قرار مي گيرد.



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:32 روز جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بيوگرافي celina jaitley سلينا جيتلي

سلينا جيتلي دختري دو رگه
نام کامل: celina jaitley
نام مستعار: chinky
سن: ??
قد: ? فوت و ? اينچ
وزن: ?? کيلو گرم
رنگ چشم: خاکستري
حرفه: مدل و بازيگر
علايق: موج سواري و مطالعه و گرافيک و گوش کردن به موزيک
سلينا دختر يک پدر پنجابي است که يکي از افسران ارتش هندوستان يود.مادر وي نيز يک زن افغاني است که فرزند يک روانشناس مي باشد. سلينا در سال ???? متولد شد.محل تحصيل او نيز تقريباْ در کشورهاي بوده که پدرش در آن کشورها خدمت مي کرده است. بنا به گفته خودش او ?? تا مدرسه عوض کرده تا اينکه موفق شده مقطع تحصيلي خود را به پايان برساند. اما خانواده او هم اينک در بنگال مسقر شده اند. سلينا همچون پدر به ارتش بسيار علاقمند بود ولي سرنوشت طوري ديگر رقم خورد . او در رشته بازرگاني مشغول به تحصيل شد.بعد از اتمام تحصيلات وي در همين زمينه مشغول به کار شد. سلينا سپس تصميم گرفت که در مسابقات محلي شرکت کند و به طور غير منتظره اي موفق شد عنوان زيبايي را در اين مسابقات بدست آورد
به دنبال اين موفقيت سلينا عکس خود را براي شرکت در مسابقات ميس اينديا ارسال کرد و تنها يک روز مانده به شروع مسابقات از وي دعوت به عمل آمد. سلينا در اين مسابقه بسيار مطلوب ظاهر شد تا جايي که همگان شاهد بودند که تاج زيباي هند بر سر سلينا قرار گرفت و او در سال ???? به عنوان ميس اينديا شناخته شد. همين پيروزي مقدمه حضور او را براي شرکت در مسابقه زيبايي جهان فراهم آورد. اين مسابقه در پورتو ريکو انجام شد و سلينا از بين ?? نفر شرکت کننده توانست عنوان چهارمي جهان را به دست آورد. آوازه سلينا او را وارد سينماي هند نمود و فيروز خان اولين کارگرداني بود که به سلينا پيشنهاد بازيگري داد. او در يک تريلري تحت نام Jansheen مقابل فردين خان بازي کرد. هر چند که نقش او چندان قوي و جدي نبود اما حضور وي در اين تريلر باعث شد که سانيل شتي از او براي بازي در فيلم khel دعوت نمايد. سلينا در اين فيلم مقابل بازيگران بزرگي همچون ساني دئول و سانيل شتي قرار گرفت
با اين که فيلم khel چندان موفق نبود اما به خوبي توانست سلينا را به صنعت باليوود معرفي کند و هم اکنون موفقيت سلينا تا جايي رسيده که مقابل بازيگر محبوبي چون سلمان خان نيز قرار مي گيرد.



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:28 روز جمعه ۱۸ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

علی لهراسبی چه‌گونه از «دریایی‌ها» به «14» رسید؛

حال من دست خودم نیست

 

علی لهراسبی از «دریایی‌ها» به «مثلث» رسید، یعنی دوره‌ای كه به نوعی آغاز هم‌كاری او با بهروز صفاریان و حضور پر‌رنگ‌اش در تیتراژهای تلویزیونی‌ست،اتفاقی كه مهم‌ترین پله‌ى ترقی برای او بود. در شرایطی كه موسیقی به‌غیر از ماهواره و تیتراژ هیچ جای‌گاه تبلیغی برای معرفی آثار و هنرمندان‌اش ندارد، علی لهراسبی با انتخاب‌های دقیق و سماجت‌اش برای اجرا نكردن هر آهنگی برای عنوان‌بندی‌های تلویزیون، توانست جای‌گاه محكمی در تلویزیون و مدیران سخت‌گیرش برای خودش دست و پا كند..

 

برای سریال «پیله‌های پرواز» بود كه وقتی او به پیشنهاد جمشید مشایخی برای اجرای آهنگی آماده شد، توسط یكی از آهنگ‌سازان مطرح روبرو شد، رودربایستی نكرد و پیشنهاد متفاوت‌تر خودش را ارایه كرد و نتیجه طوری شد كه ترانه آن سریال با نام «پیله‌های كاغذی» با شروع معروف: «اونی که مدعی بود عاشقته/ تو رو تو فاصله‌ها تنها گذاشت/ بی‌خبر رفت‌ و تو این بی‌راهه‌ها/ ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت/ آه...دل رو سوزوندی/آه...چرا نموندی» جزو پر‌مخاطب‌ترین كارها و حتی زنگ و آلارم‌ گوشی‌های موبایل شد.

 

علی لهراسبی بعد از آن سال‌ها و بعد از خواندن چند تیتراژ موفق كه آخرین‌اش تیتراژ سریال «دل‌نوازان» بود تصمیم گرفته آلبوم تازه‌اش را به نام «14» به مخاطبان‌اش عرضه كند. آلبومی كه تازه منتشر شده و در آن چهره‌های مطرحی مثل بهروز صفاریان، محسن یگانه، عبدالجبار كاكایی و... بیش‌ترین نقش را دارند و پررنگ هستند. آلبوم تازه لهراسبی به نسبت آلبوم‌های قبلی او از ریتم و بالانس بسیار بهتری برخوردار است . ضمن این‌كه او تغییراتی را در جهت مثبت در سبك و سیاق موسیقی‌اش به‌وجود آورده است.

 

باز هم ترانه متن سریال «دل‌نوازان» را در مهمانی‌ها، كافی شاپ‌ها،مراكز خرید و ماشین‌های عبوری و.... زیاد خواهید شنید. حتی اگر یكی‌دو هفته‌ای از پایان این سریال گذشته باشد. علی لهراسبی می‌خواهد روزهای بهتری را تجربه كند.

 

 



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 9:34 روز دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

گفت با سحر قریشی بازگر نقش "یلدا " سریال ((دلنوازان))

http://www.pic-ir.com/Img/images/472mh0io5ec972xuk5cy.jpg

 

"سحر قریشی" متولد ۱۳۶۶ است. کارش را با بازی در فیلم سینمایی «لج و لج بازی» مهدی برقعی شروع کرد. پس از دادن تست، از میان نامزدهای مختلف برای ایفای نقش «یلدا» انتخاب شد. وی در نخستین حضور تلویزیونی‌اش، در مجموعه پرمخاطب «دل‌نوازان»، در کنار هنرپیشه‌های مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون بازی کرد. به گفته خودش خیلی شانس آورده که در هر دو کار هنری‌اش، از تجربیات بازیگران مطرح برای ارائه بهتر نقش بهره برده است.

حضورش در مجموعه «دل نوازان» و بازی در نقش «یلدا»، نقطه عطفی در کارنامه هنری او به حساب می آید. در فرصتی که دست داد با وی به بهانه پخش این سریال گفت وگویی داشتیم.

با وجود چندین نامزد برای این نقش چه شد شما برای ایفای نقش «یلدا» انتخاب شدید؟

از طریق تستی که نامزدهای مختلف برای نقش «یلدا» دادند، من برای این نقش انتخاب شدم. از نظر چهره همان چیزی بودم که مد نظر کارگردان بود. به گفته آقای «سهیلی زاده» ایشان برای این نقش، معصومیتی با ته چهره منفی می‌خواستند.

 

قبل از تصویربرداری این مجموعه چه تمریناتی انجام دادید؟

من در پیش تولید حضور نداشتم. هنگامی که برای نقش «یلدا» انتخاب شدم چند نفر از بازیگران جلوی دوربین رفته بودند و چند سکانس هم گرفته شده بود. آن زمان مشغول بازی در فیلم سینمایی «لج و لج بازی» مهدی برقعی بودم. بعد از اتمام بازی ام در این فیلم، سر تصویربرداری «دل نوازان» آمدم و مشغول به بازی شدم. برای بازی در نقش «یلدا» تمرین نداشتم. البته دیگران تمرین و دورخوانی داشتند، من چون به گروه دیر ملحق شدم، فقط دو جلسه دورخوانی با محمد حاتمی داشتم.

 

مهم ترین ویژگی فیلم نامه «دل نوازان» چیست؟

داستان قشنگی دارد و اتفاقاتی که در آن به وقوع می‌پیوندد، واقعی است. همین واقعی بودن داستان مجموعه و نقش «یلدا» برایم جذابیت داشت و مرا ترغیب به بازی در «دل نوازان» کرد. خیلی از هم نسلان من به واقع در زندگی، با چنین مشکلاتی روبه رو هستند و زندگی آن‌ها مانند یلداست.

 

هنگام ضبط اولین پلانی که در آن بازی کردید چه حسی داشتید؟

چند روز بعد از بستن قرارداد، جلوی دوربین «دل نوازان» بازی کردم. تا آن روز اعضای گروه را ندیده بودم و هیچ کدام شان را نمی‌شناختم. به همین دلیل معذب بودم چون همه بازیگران شناخت قبلی از یکدیگر داشتند. ابتدا احساس غریبی کردم ولی اندکی که گذشت، متوجه شدم کارگردان با مدیریت خوبی که در کار دارد، گروه شاد و سرحالی را گردهم آورده است که به هم انرژی مثبت می‌دهند. با این وجود پس از ورودم همه مرا پذیرفتند. البته استرس هم داشتم چون قرار بود برای نخستین بار در یک مجموعه روتین، نقش مهمی را در کنار پیشکسوتان سینما، تئاتر و تلویزیون بازی کنم، البته در اولین حضور سینمایی ام -لج و لج بازی- هم اتفاق خوبی برایم افتاد. در کنار بازیگران مطرح سینما بازی کردم اگرچه استرس داشتم. اما هنگام بازی در مجموعه «دل نوازان» این استرس کم تر بود. نگرانی ام از این بابت بود که مبادا بد بازی کنم.

 

با توجه به این که «دل نوازان» با یک فشردگی خاص تصویربرداری می‌شود تا به پخش برسد، فکر نمی‌کنید به عنوان اولین تجربه تلویزیونی تان کار سختی را انتخاب کردید؟

خواست خداوند و سپس قسمت بود که در مجموعه «دل نوازان» بازی کنم. در اولین حضور سینمایی ام نیز مانند این مجموعه شرایط دشواری را سپری کردم. چون تا آن زمان تجربه حضور در هیچ گونه کار هنری و فیلم تلویزیونی را نداشتم.

 

در کارنامه «حسین سهیلی زاده» آثار موفق و مخاطب پسندی مثل «ترانه مادری» و «آخرین دعوت» وجود دارد. احتمال می‌دادید که این مجموعه هم پرمخاطب باشد؟

تاکنون که این گونه بوده است. سهیلی زاده، مدیر، همراه و دوست خوبی است. چون این کارشان را با عشق انجام می‌دهند، بی شک موردپسند و استقبال مردم قرار می‌گیرد.

 

آیا قبل از حضور در این مجموعه به کلاس بازیگری رفته بودید؟

به دلیل علاقه ای که به حرفه بازیگری داشتم، از طریق چند تن از دوستانم پشت صحنه چند کار رفتم. تصور نمی‌کردم از سینما به تلویزیون بیایم. چون نه کلاس رفته بودم و نه پی گیر بودم که به تئاتر بروم. مانند سایر دوستان، علاقه مند شرکت در کلاس‌های بازیگری و فن بیان نبودم. به همین سبب ورود به عرصه بازیگری برایم تازگی داشت.

 

اکنون که وارد این حرفه شدید آیا برای کسب تجربه بیشتر، به کلاس‌های بازیگری می‌روید؟

کسانی که به کلاس‌های بازیگری و فن بیان می‌روند، حرفه ای تر فکر می‌کنند و خودشان را بیشتر می‌شناسند. به دلیل علاقه ای که به بازیگری دارم و در مجموعه «دل نوازان» مشغول بازی هستم، از تجربیات پیشکسوتان این عرصه برای ارائه بهتر نقش بهره جستم.

 

برای ارائه بهتر این نقش تا چه حد با کارگردان مشورت کردید؟

برای ارائه نقش خود درباره کار، نوع بازی و نوع بیان دیالوگ‌هایم، با ایشان بسیار مشورت می کنم.

 

اگر در انتخاب نقشی در «دل نوازان» آزاد بودید، کدام نقش را انتخاب می‌کردید؟

باز هم «یلدا» را انتخاب می‌کردم.

 

چرا؟

چون بخشی از خصوصیات «یلدا» به «سحر قریشی» نزدیک است. واقعی بودن نقش و داستان زندگی «یلدا» برایم اهمیت داشت. دوست داشتم نقشی بازی کنم که برایم جای کار داشته باشد و مردم آن را باور کنند.

 

با توجه به این که «دل نوازان» هم زمان با تصویربرداری در حال پخش است، آیا براساس بازخوردها تغییری در نوع بازی آن هم در قسمت‌های پایانی داده اید؟

اگر روند بازی همین طور ادامه پیدا کند خیلی بهتر است. چون مردم متوجه تغییرات می‌شوند و با خود می‌گویند «یلدا» چه قدر تغییر کرده است. البته بازخوردها در ارائه بهتر نقش به من کمک کرده است. بازی ام را که تماشا می‌کنم صددرصد از آن راضی نیستم. عقیده دارم اگر فلان سکانس یک بار تکرار می‌شد بهتر بود اگرچه هنگامی که آن سکانس را بازی کردم کارگردان تایید کرد خودم هم از بازی ام راضی بودم.

 

به عنوان یک بازیگر، «شهرت» تا چه حد برایتان مهم است؟

شهرت برایم اهمیتی ندارد، بلکه ارائه نقش خوب و مردم پسند برایم مهم است. من به بازی در نقش‌های متفاوت علاقه مندم تا این که به دنبال شهرت باشم. دوست دارم توانایی‌هایم را با بازی ام نشان دهم.

 

واکنش مردم از دیدن شما پس از پخش «دل نوازان» چگونه است؟

در خیابان و بازار، همه مرا به نام «یلدا» صدا می‌زنند و به یکدیگر نشان می‌دهند. تاکنون رفتارها و عکس‌العمل‌ها مثبت و خوب بوده است و همه «یلدا» را دوست دارند.



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:48 روز جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بیوگرافی انریکو

 

Enrique Iglesias mole

انریکه در 7 می 1975 در مادرید اسپانیا متولد شد. او سومین و آخرین فرزند خانواده ایگلسیاس است

 

والدینش وقتی که او 3ساله بود از هم جدا شدند و او همراه مادرش در اسپانیا زندگی کرد.وقتی 8ساله بود مادرش او, برادرش خولیو و خواهرش جابلی را به میامی نزد پدرشان فرستاد. وی در میامی به تحصیل و تجارت پرداخت. یک سال بعد به خوانندگی روی آورد و در مادرید با سه فرهنگ اروپایی,آمریکایی و لاتین آشنا شد که بعد ها باعث موفقیت بیشترش شد و در سال1995 به عنوان یک خواننده ناشناس آمریکایی با نام انریکو مارتینز شروع به خواندن کرد. بعد از تورنتو رفت و چون هیچ کس وی را نمیشناخت توانست بر روی موسیقی متمرکز شده , و در عرض 5 ماه اولین آلبوم خود را به ضبط برساند.

 

انریکه توانست در سال 2002 با 6 آلبوم, 2 تا در انگلیس و 4 تا در اسپانیا رکورد شکن باشد و این تنها چیزی بود که انریکو را راضی نگه می داشت. او می توانست در زمینه پاپ کار کند اما ترجیح داد با موسیقی آواز بخواند. اولین آلبوم انریکو به نام "معتاد" بسیار زیبا و گیرا بود و وی را به آمریکا سپس اروپا , مکزیک و خاورمیانه کشاند.

او می گوید : تمام مدت در یک استدیوی کوچک می نشستم و ترانه هایی می نوشتم که هرگز به آن خوبی ننوشته بودم و تمام سعی من این بود تا برای بشریت کاری انجام دهم و انسانها را از خطراتی که در اطرافشان است آگاه کنم.

انریکه با پل باری و مارک نایلر هم گروه شد و آهنگ های "قهرمان" , "با تو بودن" و "موسیقی الهی" را ساخت .

همچنین با همکاری نایلر آهنگهای "معتاد" , "خانه قدرت" , "عشق نیست" , "کالیفرنیا صدا می زند" , "رها باش" , "با خودت_ باش" , "آرزو کن با من باشی" , "تو مرا می لرزانی" را تولید کردند. سپس با کارانیو گوارد آلبوم "گردش گر" را روانه بازار کرد. او با شریک جدیدش الکس آندرو و روبسا دیویس آهنگ واقعا زیبای "آنرا بگو" و سپس "توری که مرا احساس می کنی" " مرا بشکن , مرا بلرزان" یا اسم دیگر آن " نمیتونی مرا بفهمی" عرضه کردند.

 

انریکه می گوید: برای اولین بار که خواندم احساس کردم , می توانم در انگلیس هم این کار را ادامه دهم اما احتیاج به کمک داشتم که هیچ کس این کار را نکرد. بنابر این خودم دست به کار شدم. پیدا کردن یک موضوع برای ترانه هایم بسیار مشکل بود ولی نوشتم در حالی که نمی دانستم دارم چه می نویسم و خوشبختانه بد از آب در نیامد.

او در مورد آلبوم جدیدش می گوید: می خواهم این بار بیشتر روی موسیقی کارم تمرکز کنم چون اعتقاد دارم که اگر موسیقی جذاب و گیرا باشد , ترانه ها و حتی موسیقی ها صداقت نشان دهد و چیزهایی را بنویسم که در زندگی من واقعا اتفاق افتاده.

آلبوم جدیدک انعکاس زندگی من در این یک سال و نیم پیش است. ترانه های زیادی که خیلی از آنها درباره عشق نیست. تقریبا میتوان گفت این یک آلبوم خصوصی است. من برای بهتر شدن ترانه هایم آنها را به صورت داستان در می آورم , البته ساختن موسیقی برای آنها کار ساده ای نیست.

دوست ندارم احساس کنم ترانه هایم مسخره و احمقانه از آب در آمده برای همین روی آنها حساسیت زیادی به خرج می دهم. درباره آلبوم جدیدش "هفت 7 " ادامه می دهد: فکر می کنم این آلبوم بسیار کامل است زیرا حقایق زندگی من را در مقایسه با آلبوم های قبلی ام در بر گرفته. { آلبوم "هفت" به لیست آلبوم های انگلیسی او اضافه می شود}

 

 

 

انریکه می گوید: در سفرهایی که به کشورهای مختلف داشتم از اینکه مردم نمیتوانند ترانه های مرا بفهمند ناراحت می شدم به همین دلیل تصمیم گرفتم ترانه هایم را به انگلیسی بخوانم که مردم بیشتری بتوانند آن را بفهمند.

او ادامه می دهد: یکی از دلایلی که اسم آلبوم جدیدم را "هفت" گذاشتم پیراهن شماره هفتم است که در زمانی که با پدرم در میامی زندکی می کردم .

بیش از یک میلیون کپی از اولین آلبوم اودر سه ماه به فروش رسید . این آلبوم به بیش از هفت میلیون نتطه از نقاط جهان فروخته شد. در طول سه سال انریکه بیش از 13 میلیون آلبوم فروخته بود و بزرگترین خواننده اسپانیایی زبان در جهان شده بود.

در سال 1999 آهنگ های آلبوم جدیدش از رادیوی آمریکای شمالی پخش شد . از انریکو خواسته شد که آهنگ هایش را به تعداد بیشتری در غرب توضیع کند و این برای انریکو افتخار بزرگی بود.

tyانریکو به چهار زبان"ایتابیایی .پرتغالی. اسپانیایی و انگلیسی شعر می گفت. ضمن اینکه میلیون ها از کارش به فروش می رسیدند . سال 2000 آلبوم "با تو بودن" را آغاز کرد. انریکه بیش از 4 میلیون از این آلبوم را به فروش رساند و سپس به کار روی آلبوم "موسیقی الهی" پرداخت.

انریکه می گوید: آلبوم جدیدم با آلبوم های قبلی من بسیار متفاوت است به طوری که مورد توجه بسیاری از مردم قرار می گیرد. من فکر می کنم این یک موقعیت عالی برای من است تا در کار هایم تنوع ایجاد کنم. من فکر می کنم کوچک شمردن من باعث می شود که کارهای بزرگ انجام دهم و همین شروع آلبوم 7 "seven" است و مرا به سمت این می کشاند که یه آلبوم قشنگ و زیبا بسازم.

 



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:31 روز سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بيوگرافي‌ كامل ‌شقايق دهقان از زبان خودش:

 

من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينکه برای اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتيم و به دليل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شديم و من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران کودکيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايی خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم .

 

سالهای بين اول ابتدايی تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحی ترين و بی دغدغه ترين سالهای زندگی من بود . بدون هيچ اوج و فرودی. مثل يک شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهای تحصيلی من شرکت در برنامه های ورزشی و فرهنگی بين مدارس بود!

 

تا اينکه در تابستان سال 1374 زمانی که هفده سالم بود برای گذراندن اوقات فراغت در يکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امير کبير ثبت نام کردم و با فضای تازه ای آشنا شدم که خيلی لذت بخش تر از فضای يکنواخت , تکراری و بی هيجانی بود که تا آن زمان داشتم .فضايی که آدم را وادار به فکر کردن و ايجاد خلاقيت می کرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايی سال چهارم دبيرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با هم آشنا شده بوديم به يک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می شدند معرفی شدم و آغاز به کار کردم .

 

صحنه, اجرا و تماشاچی بی نظير بود . کار کردن با عروسکهای نمايشی رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضی که گرفته بودم هيچ اهميتی ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسکی من شد .

 

از طريق يکی از همان همکارهای گروه تئاتر عروسکی به خانم گلچهره سجاديه که مشغول تشکيل يک گروه تئاتر بود و اجرای نمايش بود معرفی شدم و همکاريم با آن گروه شروع کردم .

 

فضايی جدی تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلی عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .

 

پنچ ماه کار کردن با يک گروه حرفه ای تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه می دهم و همزمان و بازهم طريق يکی از همکاران همان تئاتر عروسکی به يکی از تهيه کننده های گروه کودک تلويزيون معرفی شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم و پيش خودم فکر کردم خب می توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازی در تئاتر و نوشتن برای تلويزيون . اما بازی در سريالهای تلويزيونی , هرگز !

 

طولی نکشيد که يکی از همان کارگردانهای گروه کودک تلويزيون , اجرای من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازی در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !

 

کارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو جدايی نا پذير خانواده تلويزيونی ها . در اين بين در دو کار سينمايی هم بازی کردم زير نور ماه و نقش کوتاهی در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .

 

زندگی در کنار خانواده ای که بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلی که با اشتياق و علاقه دنبال می کردم به بهترين نحو می گذشت .

 

تا اينکه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبی افتاد . بستن يک قرار داد جديد و بازی در سريال طنز هر شبی به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....

 

از قبل می شناختمش, دو سه سالی بود . اولين آشنائيمان در يک برنامه ترکيبی بود به اسم گلخونه برای شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند کار نصفه و نيمه که هيچکدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .

 

اما اين بار فرق می کرد .

 

مهراب قاسم خانی . همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی من . ديگر فقط يک همکار نبود . خيلی عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسی مثل تفاهم و همفکری و اشتراک .

 

الان هم که چند ماه از زندگی مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی می گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کرديم و هر دوی ما حداقل از طرف خودم می گويم . خدا را شکر می کنم که همه خوشبختيهای دنيا را يک جا به من هديه کرده است



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 9:44 روز يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

::بیوگرافی مهراوه شریفی نیا::

 

 

 

 

 

نام اصلی : مهراوه

نام اصلی خانوادگی : شریفی نیا

تاریخ تولد : ٢٩/١/١٣۶٠

مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل رشته موسیقی

 

آزیتا حاجیان یکی از برترین بازیگران سینما و تئاتر ایران مادر مهراوه و پدر او محمدرضا شریفی نیا یکی از بازیگران و بازیگردانان بنام ایران است.

مهراوه شریفی نیا از سن ۸ سالگی یعنی از سال ۱۳۶۸ بازی را شروع کرد.در کودکی در دو فیلم بازی کرد. در مجموعه امام علی (ع) و در فیلم زیبای دزد عروسکها به کارگردانی محمدرضا هنرمند.این شروع فعالیتهای هنری مهراوه بود….بعد از فیلم دزد عروسکها در فیلم “دایان باخ” فرهاد پوراعظم در سال ۱۳۷۱ به ایفای نقش پرداخت و تا ۷سال در هیچ فیلمی حضور پیدا نکرد….در فیلم :”زیر پوست شهر” رخشان بنی اعتماد نقش دوست باران کوثری را بازی کرد…همان دختر عاصی که به خاطر آزار برادرش از خانه فرار کرد و ….شاید این اولین حضور جدی مهراوه به عنوان بازیگر حرفه ای به شمار رود…بعد از این فیلم مهراوه در دو فیلم سینمایی دیگر به نامهای دختری به نام تندر(۱۳۷۹-حمیدرضا آشتیانی پور) و به من نگاه کن(۱۳۸۱-شهرام اسدی) بازی کرد…اما بدون شک اوج بازی مهراوه در سریال زیبای ساعت شنی است.بازی کاملا احساسی و به دور از کلیشه هایی که در بیشتر مواقع در سریالها و فیلمهای سینمایی شاهد آن هستیم…مهراوه به جز کارهای سینمایی در سریالهای و مجموعه های بسیار ی هم بازی کرده.مهمترین آنها سریال به یاد ماندنی امام علی(ع) (۷۴/۱۳۷۰) هست. در مجموعه امام علی (ع) هم در نقش کودکی های قطام ظاهر شد. دیگر سریالهایی که مهراوه در آنها به ایفای نقش پرداخته :این قافله عمر(۱۳۷۱)،شبحی در تاریکی(۱۳۷۵) و قصه های رودخانه سیاه(مجموعه،۱۳۷۸)از این به بعد باید منتظر روزهای اوج مهراوه باشیم.بازی بدون نقص و زیبای او در سریال جنجالی ساعت شنی میتواند سکوی پرتابی برای رسیدن به قله هنر ایران باشد

 

زندگی شخصی:

مهراوه شریفی نیا در ٢٩ فروردین ماه سال ۱۳۶۰ در تهران متولد شد. وی فرزند «آزیتا حاجیان» و «محمدرضا شیفی نیا» بازیگران سینما و تلویزیون و خواهر «ملیکا شریفی نیا» بازیگر می باشد.پدرش (محمدرضا شریفى‏نیا) و مادرش (آزیتا حاجیان) هنگام تولد او ۲۶ و ۲۴ سال سن داشتند. نام مهراوه را پدرش براى او انتخاب کرد.مهراوه فرزند اول خانواده شریفی نیاست پنج ساله بود که خواهرش ملیکا (۲۱ آبان ۶۵) به دنیا آمدو خواهرش ملیکا ۵ سال از او کوچکتر است و اوایل سال ١٣٨۶ ازدواج کرد و این در حالی است که مهراوه هنوز مجرد است .بازی و چهره ی او شباهتهای بسیاری به مادرش دارد. در دوران کودکى بسیار خوش‏اخلاق و خندان بود.از دوازده سالگى پیانو زد. توسط پدرش به داود میرباقرى معرفى شد و در سریال «امام على (ع)» هم بازى کرد. رشته ریاضى فیزیک را براى دبیرستان انتخاب کرد یک ترم در رشته کارگردانى سینما درس خواند اما پس از مشورت با پدرش، از ادامه تحصیل در این رشته انصراف داد

در دوران دانشگاه، کار تدریس پیانو را هم انجام مى‏داد . علاقه شدید به فوتبال و تیم پرسپولیس دارد و بارها و بارها براى تشویق تیم پرسپولیس به ورزشگاه آزادى رفته و آرشیو قطورى از نشریات ورزشى جمع‏آورى کرده است. ساکن خیابان پاسداران تهران است. در نمایش «یک زن، یک مرد» که توسط مادرش کارگردانى و توسط پدرش تهیه شد، با خواهرش همبازى بود. شهریور ۸۶ فارغ‏التحصیل شد. در حال حاضر یکى از بهترین نوازنده‏هاى خانم پیانو به حساب مى‏آید.

 

چند نکته جالب:

١. مهراوه شریفی نیا یکى از نامزدهاى بازى در فیلم «اشک سرما» بود اما در نهایت گل‏شیفته فراهانى در این فیلم جلوى دوربین رفت.

٢. درگیر پایان‏نامه‏اش بود که بازى در «ساعت شنى» به او پیشنهاد شد. پدرش عنوان کرد حتى اگر به وضعیت تحصیلى‏اش آسیب مى‏خورد، باز هم بازى در نقش مهشید را قبول کند!پیش از او دو بازیگر مطرح براى بازى در این نقش تست داده بودند، اما نتوانسته بودند نظر کارگردان را جلب کنند



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 9:58 روز پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بیوگرافی مریلا زارعی

 

 

 

 

 

 

 

نام اصلی: مریلا

 

نام خانوادگی اصلی: زارعی برزی

 

تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۵۳

 

محل تولد: تهران

 

مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل صنایع غذایی

 

نوع فعالیت : بازیگر سینما و تلویزیون

 

 

 

بیوگرافی

 

فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵. فعالیت در تلویزیون با بازی در مجموعه تلویزیونی "دبیرستان خضرا" (اکبر خواجویی) در سال ۱۳۷۵. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "سلام سینما" (محسن مخملباف) در سال ۱۳۷۳. با مجموعه تلویزیونی "کاراگاه" (حسن هدایت) به دنیای بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی "هوای تازه" (محمد رحمانیان) بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم "دوزن" (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷) یکی از شانسهای بزرگ او بود. پس از آن توانایی هایش را در "واکنش پنجم" (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱) به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در "سربازهای جمعه" (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما  و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.



نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 9:43 روز پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بیوگرافی بهنوش بختیاری: بهنوش بختیاری بازیگری که در اکثر ساخته‌های مهران مدیری حضور داشته و با نقش‌های متفاوت بر محبوبیت خود در بین سریال‌های تلویزیون افزوده است. بهنوش بختیاری متولد 29/2/1354 در بیمارستان اقبال تهران و ساکن شهرک ژاندارمری است. پدرش بختیاری و مادرش تهرانی است. بهنوش عضو آخر یک خانواده 6 نفری است. یک خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد که هر سه متاهلند. در رشته مترجمی زبان لیسانس گرفته و با توجه به علاقه فراوانی که به این رشته دارد به محض این‌که فرصتی پیدا کند، به سراغ این رشته و ترجمه متون می‌رود. با توجه به شایعات فراوانی که در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شاید اصلا ازدواج نکند. با مجموعه هوای تازه ساخته محمد رحمانیان پا به عرصه بازیگری گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌های وکیل محله، خانه قدیمی، سایه‌ها و معجزه وکیل هم بازی کرد. قبل از بازیگری به عنوان منشی صحنه فعالیت می‌کرد که این کار او را بسیار مسئولیت‌پذیر و منظم بار آورد که پایه‌گذار موفقیت‌های او در بازیگری بود. سال 75 به مدت یک سال زیرنظر خانم مهتاب نصیرپور در مدرسه رسام هنر دوره یک ساله تئاتر را گذراند که به واسطه آن با ادبیات بازیگری آشنا شد. به موسیقی علاقه فراوانی دارد، پدرش هم در این وادی کار می‌کند و یکی از دو برادرش هم در زمینه موسیقی فعال است. در مجموعه زیر آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستیار کارگردان در کنار مهران غفوریان حضور داشت. علاقه زیادی به فوتبال ندارد اما فوتبال‌های ملی رادنبال می‌کند در صورتی که فرصت پیدا کند به ورزش بدنسازی می‌پردازد. علاقه‌ای به بیزینس ندارد. به قول خودش هر کسی جلوی او از پول و حساب و کتاب حرف بزند احساس می‌کند او سرگرم صحبت به زبان اسپانیایی است. عاشق خطاطی است و خیلی دلش می‌خواهد این هنر را به صورت حرفه‌ای دنبال کند. با توجه به مشغله کاری فراوان زیاد به کارهای خانه‌داری و آشپزی نمی‌رسد اما بسیار منظم و خوش‌سلیقه است. چلوکباب از غذاهای مورد علاقه اوست. عاشق لهجه بختیاری پدرش است اما خودش به لهجه بختیاری صحبت نمی‌کند. علاقه فراوانی به مسافرت دارد. آخرین مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعین اردبیل به یادماندنی‌ترین نقطه‌ای بود که به مسافرت رفته است. علاقه فراوانی به مطالعه دارد و تا فرصتی به دست آورد به مطالعه می‌پردازد. او عاشق مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی و رمان است. آخرین کتابی که مطالعه کرده سلاخ خانه شماره 5 بود. در دوران کودکی برخلاف بسیاری از بچه‌ها که خیلی شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتنی بوده. به موسیقی کلاسیک علاقه فراوانی دارد و از بین خوانندگان پاپ به صدای رضا صادقی، مرحوم ناصر عبداللهی و مازیار علاقه فراوانی دارد. در صورتی که وقت کند به سینما می‌رود. او سعی می‌کند همه فیلم‌های روز را ببیند. آخرین فیلمی که در سینما دیده «وقتی همه خواب بودن» است. علاقه فراوانی به مهمانداری هواپیما دارد. او پذیرایی در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد. از خواندن شعر لذت می‌برد، اما اصلا نمی‌تواند شعر بگوید و یا شعر حفظ کند ولی بسیار روحیه رمانتیکی دارد. آخرین کارهایش مستند ایرانگردی و کار 90 دقیقه‌ای «یک روزی زنجیرش رو پاره می‌کنم» ساخته آقای عباسی است که هنوز پخش نشده. به بازی خانم‌ها ثریا قاسمی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، لیلا حاتمی، سحر ولدبیگی و شقایق دهقان علاقه فراوانی دارد. تا به حال در اکثر کارهای مهران مدیری به ایفای نقش پرداخته و در اکثر نقش‌هایش موفق ظاهر شده است، به هیچ عنوان از بازی کسی ایراد نمی‌گیرد و اهل بدگویی نیست. برای بازی چندین پیشنهاد دارد که به خاطر بازی در مجموعه باغ مظفر به پیشنهادهایش جواب نه داده. او شرط بازی در کارهای روتین را متن و کارگردان و عوامل خوب عنوان می‌کند

نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:10 روز دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

بیوگرافی آرام جعفری آرام جعفري متولد 22 بهمن‌ماه سال 59 در تهران است، فرزند دوم خانواده تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته، اولين باري كه جلوي دوربين رفت در مجموعه «خارج از حصار» بود و بعدها با مجموعه «ميگي نه نگاه كن» مهمان خانه‌ها شد و اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبه‌ها از <بكه سوم سيما پخش مي‌شود. به بهانه پخش سريال «پرواز در حباب» آخرين گفته‌هاي او را بخوانيد. آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيش‌بينيه. من كار با آقاي مقدم رو خيلي دوست دارم، ايشان با من تماس گرفتند و بعد از اين‌كه توضيحاتي درباره نقشم شنيدم با كمال ميل قبول كردم كه در اين پروژه همكاري كنم. به شدت به بيزينس (تجارت) علاقه‌مندم. حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي مي‌كردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواي دلم براي نقاشي تنگ شده. اصولا هر انساني آرزوهاي شخصي داره كه قابل بازگو نيست، من هم يكسري آرزوها داشتم كه بهش نرسيدم. وقتي در كنار بازيگراني بازي كني كه فقط خودشون رو مهم ندونند انرژي مي‌گيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نمي‌كنند. من قبلا تئاتر كار مي‌كردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم. من تعريف جداگانه‌اي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دوره‌اي شدند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبون‌هاست و بعد كه چهره‌اي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب مي‌كنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نمي‌شه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما يك دوره اذيت مي‌شوند به خاطر اين‌كه اسمشون روي زبون‌هاست و يك دوره اذيت مي‌شوند چون توجه‌ها ديگه منحصر به بازيگر و سوپراستارهاي جديده اما اين وسط عده‌اي هستند كه محبوب مردم هستند، نه سوپراستار و محبوبيتش هم دوره‌اي نيست. من دوست دارم محبوب باشم. بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكال‌تر نسبت به ديروز كار مي‌كنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده. من ديوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رونشون مي‌داد، هاي هاي زدم زير گريه. شنیدن صدای استاد عليرضا افتخاري بهم انرژی می دهد. سعي مي‌كنم سفرهاي كوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران مي‌رم مثل فشم و يا شمال. كسي روحش تندرست و سلامته كه يك لحظه از ياد خدا غافل نباشه، آدم‌ها رو دوست داشته باشد و به همه چيز با ديد منفي نگاه نكنه.

نویسنده :سعيد كريمي - ساعت 10:4 روز دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   
Bookmark and Share

12

X



خانه
آرشیو وبلاگ
ایمیل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

تیر1389-28 پست
خرداد1389-35 پست
اردیبهشت1389-29 پست
فروردین1389-14 پست
اسفند1388-29 پست
بهمن1388-53 پست
دی1388-58 پست
آذر1388-63 پست
آبان1388-50 پست
مهر1388-28 پست
شهریور1388-21 پست
مرداد1388-13 پست
تیر1388-5 پست
خرداد1388-36 پست
اردیبهشت1388-32 پست


موضوعات

اطلاعیه
عاشقانه
خبری
علمی
بهداشتی - پزشکی
ادبی-شعر
داستان-حکایت
روانشناسی
مدا مو
مدل لباس
اس ام اس-پیامک-SMS
فیلم
برنامه
آهنگ-موسیقی-موزیک
عکس
عجایب
فرهنگی-هنری
تاریخی
طنز و سرگرمی
کامپیوتر
موبایل
مطالب ارسال شدهاز طرف دوستان
بیوگرافی
آموزشي
ارتباطات وفناوری
تبليغات
عارفانه
سخنان بزرگان
جغرافیا
×××دل نوشته
ورزشي
مذهبی
تغذیه
اهداء اعضاء
عکس بازیگران
عکس مناظر
عکس عاشقانه و فانتزي


مطالب اخیر

اس ام اس نيمه شعبان
نمیتوانم فراموشت کنم
چشم به راه توام
عکس های مریم کاویانی
دیوانه ی عشقت
عکس-داغ-و-جديد-از-ليلا-اوتادي
قابل توجه كليه پيامك بازان
آهنگ جدید و بسیار زیبای شاهین s2 و دانش به نام لمسم کن
عشق کجا بود
خیال باطل
تمام وجودمی
در آغوش عشق
قلب عاشق من
آيين رفاه
عکس های رعنا آزادی ور


پیوندها

زجر عشق>

سلام عاشقانه>

بزرگترين لينك با كس ايران>

پربازديدترين لينك بكس>
پرستوك>
دانلود كده>
غوغا عشق در دفتر عشق>
غم ساره>
شهرعشق>
جديدترين مدلهاي لباس>
تبليغات>
شيراز كده>
هاستينگ>
فروشگاه بزرگ عشقستان>
درج آگهی رایگان در...>
قلم عشق>
سوناي عشق>


نویسندگان وبلاگ

سعيد كريمي



نظرسنجی وبلاگ



آمار وبلاگ

بازدید امروز: 377
بازدید دیروز: 164
بازدید ماه جاری: 11288
بازدید کل: 60903